دعوت از رسانهها؛ گامی مثبت اما دیرهنگام
پس از انتشار گزارش انتقادی «لاهیجان خبر» درباره نحوه تعامل فرمانداری شهرستان لاهیجان با رسانهها، سرانجام از مدیران رسانههای شهرستان برای حضور در نشست برنامهریزی «دومین جشنواره ملی رسانهای چای» دعوت به عمل آمد. نشتی که قرار است صبح فردا چهارشنبه 24 تیرماه برگزار شود.
هرچند این اقدام را میتوان گامی مثبت در جهت مشارکت دادن رسانهها در روند برگزاری این رویداد دانست، اما پرسش اساسی همچنان پابرجاست؛ اگر قرار بر استفاده از ظرفیت تمامی رسانههای شهرستان بود، چرا این دعوت در ابتدای مسیر و پیش از برگزاری جلسات تصمیمگیری صورت نگرفت؟
انحصار در تصمیمسازی؛ جشنواره ملی یا محفل خصوصی؟
آنچه از شواهد برمیآید این است که ظاهرا بخش قابل توجهی از هماهنگیها، تصمیمسازیها و تعیین چارچوبهای جشنواره، پیش از این نشست و در جلساتی دیگر انجام شده است. از جمله نشستهایی که طی روزهای گذشته بازهم با حضور تعدادی محدود از افراد و رسانههای منتخب در فرمانداری و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد؛ جلساتی که همچنان بسیاری از رسانههای رسمی و دارای مجوز شهرستان از برگزاری آن نیز اطلاعی نداشتند.
اگر این جشنواره با عنوان «ملی» و با نام لاهیجان برگزار میشود، چگونه عدهای معدود، خود را متولی و مالک بلامنازع و تصمیمرگیر جشنوارهای میدانند که نه تنها مزیّن به نام پایتخت چای ایران است، بلکه با تزریق بودجههای دولتی و حمایتهای بخش خصوصی و با محوریت اصلی و حقوقیِ فرمانداری برگزار میشود؟ آیا این جشنواره متعلق به جمعی محدود است یا سرمایهای فرهنگی برای همه رسانههای شهرستان و مردم لاهیجان؟
این دوگانگی آزاردهنده باید یکبار برای همیشه تعیین تکلیف شود؛ این رویداد ملی یا متعلق به یک حلقهی خاص و سفارشی است، یا متعلق به تمام مردم شهر و تکتک رسانههای دغدغهمند آن. نمیتوان با بودجه و نام عمومی، برای یک اقلیتِ نورچشمی، اعتبار و رزومه تراشید و سایر رسانههای منتقد اما شناسنامهدار را به حاشیه راند. جشنوارهای که قرار است نماد ظرفیت رسانهای یک شهرستان باشد، نمیتواند بر پایه نگاه گزینشی و حلقههای محدود شکل بگیرد.
تکرار یک رویه؛ توجیهاتی که رافع مسئولیت فرمانداری نیست
این روند البته سابقهای یکساله دارد. سال گذشته نیز در نخستین دوره جشنواره، بسیاری از رسانههای باسابقه، رسمی و دارای مجوز شهرستان عملاً از فرآیند برنامهریزی و اجرا کنار گذاشته شدند، حتی در جریان برگزاری آن نیز نبودند و تنها تعدادی رسانه و افراد خاص در بخشهای مختلف نقشآفرینی کردند. همان زمان نیز نسبت به این رویه و نحوه برگزاری انتقادهای فراوانی مطرح شد، اما نهتنها پاسخی درخور ارائه نشد، بلکه این شیوه در ادامه به سایر برنامههای شهرستان نیز تسری یافت.
البته پس از مطرح شدن این انتقادها، عنوان شد که ایده برگزاری جشنواره از سوی همان جمع محدود از رسانهها ارائه شده است. حتی اگر این ادعا را نیز بپذیریم، واقعیت آن است که متولی، برگزارکننده و محور اصلی این رویداد از ابتدا فرمانداری شهرستان لاهیجان بوده است؛ نهادی که موظف است با نگاهی فراگیر و بیطرف، از ظرفیت تمامی رسانههای دارای مجوز شهرستان بهره بگیرد، نه اینکه عملاً زمینه مشارکت گروهی محدود را فراهم کرده و سایر رسانههای رسمی را از فرآیند برنامهریزی، تصمیمسازی و اجرا نادیده بگیرد. بنابراین، منشأ پیشنهاد جشنواره هرچه بوده باشد، مسئولیت نحوه مدیریت و چگونگی مشارکت دادن رسانهها، در نهایت بر عهده برگزارکننده اصلی یعنی فرمانداری شهرستان است.
از حذف رسانههای رسمی تا رسمیت بخشیدن به صفحات فاقد مجوز
از جزئیات نحوه برگزاری نخستین جشنواره، هزینهکردها و حاشیههای آن میتوان بسیار گفت، اما هدف این یادداشت پرداختن به آن مسائل نیست. با این حال نمیتوان از برخی اتفاقات به سادگی عبور کرد؛ از جمله چاپ بنرهای متعدد جشنواره و نصب آن در نقاط مختلف که در اقدامی تأملبرانگیز تنها لوگوی همان تعداد رسانه منتخب در آن درج شده بود اما نام و نشان بسیاری از رسانههای رسمی شهرستان و حتی لوگوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در آن جایی نداشت!
شگفتآورتر آنکه حتی در همان بنرها، لوگوی صفحاتی از شبکههای اجتماعی فیلترشده که فاقد مجوز رسانهای هستند در کنار عنوان جشنواره دیده میشد، اما رسانههای دارای مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نادیده گرفته شدند.
این نگاه، بیش از هر چیز نشان میدهد که هنوز در برخی سطوح مدیریتی، تفاوت میان یک رسانه دارای هویت حقوقی، مسئولیت حرفهای و مجوز رسمی با یک صفحه یا کانال در فضای مجازی بهدرستی تبیین نشده است؛ موضوعی که ضرورت توجه بیشتر به سواد رسانهای در میان مدیران و تصمیمگیران را دوچندان میکند.
مطالبه اصلی؛ عدالت، شفافیت و پایان نگاههای سلیقهای
نگرانی اصلی اما فراتر از یک جشنواره است. آنچه امروز مشاهده میشود، تبدیل شدن این رویکرد به یک رویه در بخشی از برنامههای شهرستان است؛ از برگزاری نشستهای خبری گرفته تا جلسات رسمی و غیررسمی، اجرای برنامههای فرهنگی، هنری، مستندسازی و سایر فعالیتهایی که به جای بهرهگیری از ظرفیت همه فعالان رسانهای و فرهنگی، عمدتاً در اختیار حلقهای محدود قرار میگیرد.
بدیهی است هیچ رسانهای انتظار امتیاز ویژه ندارد؛ مطالبه اصلی، رعایت عدالت، شفافیت و احترام به جایگاه همه رسانههای قانونی و فعال شهرستان است. فرمانداری به عنوان عالیترین نهاد اجرایی شهرستان باید متعلق به همه شهروندان و همه رسانهها باشد، نه محلی برای تقویت یا ترجیح یک جریان رسانهای بر جریان دیگر.
در نهایت، تجربه و پیشینه فرهنگی و اجتماعی لاهیجان نشان داده است که این شهرستان هرگز جولانگاه انحصار، حذف و نگاههای سلیقهای نبوده و نخواهد بود. رسانهها رقیب یکدیگر نیستند؛ بلکه بازوان اطلاعرسانی و سرمایههای اجتماعی شهر محسوب میشوند و هرگونه نگاه تبعیضآمیز، پیش از آنکه به رسانهها آسیب بزند، به اعتماد عمومی و اعتبار نهادهای برگزارکننده لطمه وارد میکند.
امید است دعوت اخیر، صرفاً اقدامی برای رفع انتقادها و انجام یک تشریفات اداری نباشد و آغازی برای اصلاح این رویکرد باشد؛ رویکردی که در آن همه رسانههای دارای مجوز، بدون تبعیض و بر اساس اصل عدالت، فرصت حضور، مشارکت و ایفای نقش در رویدادهای شهرستان را داشته باشند. استمرار سیاستهای گزینشی و حذف رسانهها، نه به سود جشنوارههاست، نه به سود مدیریت شهرستان و نه به سود افکار عمومی. انتظار میرود این روند برای همیشه پایان یابد و جای خود را به تعامل، شفافیت، عدالت رسانهای و استفاده از ظرفیت همه فعالان این حوزه بدهد.

