لاهیجان به عنوان پایتخت چای ایران، همواره شایسته رویدادهایی با استانداردهای واقعیِ ملی برای معرفی ظرفیتهای بینظیر فرهنگی، کشاورزی و گردشگری خود است. اگرچه «دومین جشنواره رسانهای چای» عنوان پرطمطراق «ملی» را یدک میکشد، اما نقدهای جدی به نحوه برگزاری و اجرای مبتدیانه آن وارد است؛ رویدادی که به نظر میرسد تنها در حد یک نام باقی مانده و فرسنگها با استانداردهای یک جشنواره حرفهای و کشوری فاصله دارد.
این ضعف مفرط و نگاه غیرحرفهای در اجرا، پیش از هر چیز خود را در اولین نقطه تماس رویداد با مخاطب، یعنی هویت بصری و پوستر آن نشان میدهد. با رونمایی از پوستر این دوره از جشنواره، متأسفانه شاهد اثری هستیم که به جای دعوت مخاطب، او را با یک بمباران اطلاعاتی و آشفتگی گرافیکی پس میزند.
در ادامه، نگاهی تخصصی و فرمال به ایرادات گرافیکی این پوستر انداختهایم تا مشخص شود چرا این طرح حتی در سطح یک رویداد محلی نیز نتوانسته موفق عمل کند.
۱. سندروم «همه چیز در یک قاب»
بزرگترین و بارزترین مشکل این پوستر، شلوغی بیش از حد (Clutter) و ترس طراح از فضای خالی است. به نظر میرسد طراح قصد داشته تمام کلیدواژههای جشنواره را به صورت فیزیکی روی یک میز کار بچیند: لپتاپ، دوربین عکاسی، استکان چای، دستی در حال نوشتن، تقویم رومیزی، یک مجله و حتی یک قاب عکس معلق در هوا!
این حجم از انباشت اشیاء باعث «خستگی بصری» مخاطب میشود. پوستر، بیلبورد یا تراکت تبلیغاتی نیست که وجببهوجب آن با المانهای مختلف پر شود. فقدان فضای منفی (Negative Space) باعث شده چشم بیننده هیچ فرصتی برای استراحت و تمرکز روی پیام اصلی نداشته باشد.
۲. فقر ایدهپردازی؛ ترجمه کلمهبهکلمه مفاهیم
در طراحی گرافیک حرفهای، مفاهیم به شکل نمادین (Symbolic) و با یک ایده یکپارچه به تصویر کشیده میشوند. اما در این پوستر شاهد یک نگاه بسیار دمدستی هستیم:
- برای کلمه «رسانه» -> یک دوربین عکاسی و چند آیکون قرار داده شده است.
- برای کلمه «چای» -> یک استکان چای و پسزمینه مزرعه.
- برای کلمه «نوغان» -> صرفاً نمایش یک عکس از کرم ابریشم در مانیتور لپتاپ!
این کنار هم گذاشتنِ سطحیِ اشیاء، نامش فتومونتاژ حرفهای یا ایدهپردازی نیست. ایده خروج آیکونهای رسانهای به جای بخار از استکان چای، تنها تلاش برای خلق یک مفهوم بوده که آن هم به دلیل اجرای ضعیف و خطوط نئونیِ نامتناسب با فضای رئال، خروجی موفقی نداشته است.
۳. تایپوگرافی؛ معمایی برای نخواندن!
یکی از عجیبترین تصمیمات طراح، جانمایی «محورهای جشنواره» است. متنهای طولانی و مهم جشنواره به صورت زاویهدار، ریز و با پرسپکتیو روی یک مجله در گوشه تصویر قرار گرفتهاند. هیچ مخاطبی در فضای مجازی یا حقیقی برای خواندن این متنِ فشرده و کج تلاش نخواهد کرد.
از سوی دیگر، استفاده از سایههای تیره (Drop Shadow) برای تیترها و لیبلهای زرد رنگ، استایل پوستر را به شدت قدیمی کرده و شبیه به گرافیکهای دهه هشتاد شمسی ساخته است. در تقویم رومیزی نیز، نوشتهها فشرده بوده و فاصلهگذاری استاندارد خطوط رعایت نشده است.
۴. تناقض در منطق بصری و نورپردازی
تصویر از یک تضاد سبکی (Style Clash) رنج میبرد. ما به ظاهر با یک میز کار رئال روبرو هستیم، اما ناگهان یک قاب عکس از مزرعه چای روی پسزمینه کوه و آسمان در سمت راستِ تصویر معلق است! مشخص نیست مخاطب در یک فضای داخلی حضور دارد یا در دل طبیعت؟
علاوه بر این، در یک فتومونتاژ استاندارد، نورها و سایهها باید یکپارچه باشند. در این طرح، نورِ تابیده شده به دستِ در حال نوشتن، با نورِ دوربین و نورِ محیط هیچ همخوانی ندارد و سایههای زیر اشیاء روی میز به شکلی مصنوعی و غیرطبیعی ایجاد شدهاند.
سخن پایانی با برگزارکنندگان
جشنوارهای که نام «رسانه» و «ملی» را یدک میکشد، باید در اولین ابزار رسانهای خود یعنی پوستر، استانداردهای ملی را رعایت کند. لاهیجان با آن تاریخچه غنی و زیباییهای بصری خیرهکننده، شایسته بازنمایی هنرمندانهتر و مدرنتری است.
پیشنهاد میشود در طرحهای آینده، کار به جای تکنیک «کلاژ شلوغ»، به سمت مینیمالیسم، استفاده از یک نماد قدرتمند مرکزی و رعایت سلسلهمراتب بصری (Visual Hierarchy) هدایت شود تا پیامی شفاف، زیبا و درخور پایتخت چای ایران به مخاطبان مخابره گردد.

